کالیس، ژاک از تمام حرفه های کریکت
گری سوبرز در سراسر جهان به عنوان بهترین بازیکن همه جانبه برای زیبایی کریکت بین المللی شناخته شده است. این به این دلیل است که او هیچ کاری نمی تواند در زمین کریکت انجام دهد و هر کاری که در آنجا انجام داد مظهر ظرافت و زرق و برق بود. او به راحتی بهترین بت زن نسل خود بود و می توانست هر نوع بولینگ را به غیر از اینکه می توانست در هر موقعیتی بکوبد، نابود کند. او میتوانست با سرعت متوسط بازوی چپ و همچنین چرخش ارتدوکس و غیرمتعارف چپ بچرخد. او جدا از کاپیتانی تیم هند غربی برای نزدیک به ۸ سال، یک بازیکن فوق العاده نزدیک به خفاش بود، به خصوص در نوار لغزش.
هر نسلی از عاشقان کریکت در مورد اینکه چه کسی به عنوان یک بازیکن همه جانبه به Sobers نزدیکتر خواهد شد، موارد مورد علاقه خود را دارد. دهههای بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم شاهد اجراکنندگانی مانند کیت میلر استرالیایی و وینو منکاد از هند بود که هم با چوب و هم با توپ همه کاره بودند. پس از سکون کوتاهی در دهه ۱۹۷۰، دنیای کریکت با حضور باورنکردنی چهار توپ انداز سریع – کاپیل دیو، یان بوتهام، عمران خان و ریچارد هدلی – روشن شد که هر کدام قادر به برنده شدن در مسابقات تست با عملکرد خود در دهه بعد بودند. با این حال، در سالهای پس از آن، تنها یک کریکتباز بوده است که میتوانست در وزن بسیار زیاد دوشها و ویکتهای زده شده با سوبرهای افسانهای برابری کند – ژاک کالیس از آفریقای جنوبی.
بر خلاف سایر بازیکنان همه کاره که ترجیح می دادند خفاش را در مرتبه میانی انجام دهند، به جز موقعیت های نادر که نیاز به حضور آنها در وسط قبل از آن با بید در دست داشت، کالیس یک خفاش کننده کامل در بالاترین درجه بود. او در بیشتر روزهای بازی خود اولین انتخاب آفریقای جنوبی در موقعیت مهم شماره ۳/۴ بود. او همچنین یک بولینگ سریع بود که همیشه بولینگ را از سمت خود باز می کرد. به این ترتیب او نقش های دوگانه بازیکن اصلی و همچنین ضربه زننده کلیدی تیمش را با هم ترکیب می کند. هیچ یک از دیگر کریکتبازان فوقالعاده ذکر شده در بالا چنین بار سنگینی را در طول دوران حرفهای خود بر دوش نداشتند. این واقعیت به تنهایی باید نشان دهنده فشاری باشد که او هر بار که وارد زمین می شد روی شانه هایش وارد می کرد.
کالیس خوش شانس بود زیرا روزهای فعال بازی او پس از بازگشت آفریقای جنوبی به عرصه بین المللی کریکت در سال ۱۹۹۱ آغاز شد. این تضمین می کرد که او از فرصتی برای نمایش مهارت های خود در بین مخاطبان جهانی بزرگتر مانند آنچه برای نسل قبلی کریکت بازان طرف او اتفاق افتاده بود، محروم نخواهد شد. کالیس خیلی زود توسط استعدادیاب ها شناسایی شد و قبل از اینکه اولین بازی خود را در کریکت درجه یک انجام دهد، عضو تیم زیر ۱۷ سال آفریقای جنوبی بود. یک دوره کوتاه حرفه ای در سطح باشگاهی در انگلستان به او کمک کرد تا تکنیک خود را تیز کند و از نردبان بالا برود. او در دسامبر ۱۹۹۵ با حضور در ترکیب تیم آفریقای جنوبی برای سومین تست سری مقابل انگلیس از منتخبان ملی تماس گرفت. با این حال، کالیس در اولین بازی خود رودخانه Umgeni را که در نزدیکی دوربان جریان دارد آتش نزند، زیرا او در تنها اینینگ هایی که بولد کرد، تنها یک دوش را خراش داد و از او خواسته نشد که بازوی خود را در طول بازی ویران شده باران بچرخاند.
پس از این شروع ناخوشایند، کالیس وقت خود را صرف یافتن راه خود در دنیای کریکت بین المللی کرد. او تا دسامبر ۱۹۹۷، یعنی دو سال کامل پس از ورود به آن سطح، اولین قرن خود را در کریکت تست کسب نکرد. او به تدریج راه خود را به ترتیب ضربه زدن بالا برد و در نهایت جایگاه خود را در نقطه شماره ۳ محکم کرد. ضربات ضربی او به حدی شکوفا شد که قرن ها در پنج مسابقه آزمایشی متوالی گلزنی کرد – چهار بازی مقابل هند غربی در خانه و یک بازی مقابل نیوزلند در تور – بین نوامبر ۲۰۰۳ تا مارس ۲۰۰۴٫ پس از این شاهکار دیگر نگاهی به گذشته نداشت و ویکت او به عنوان پرارزش ترین توپ گیران مقابل در سال های بعد در نظر گرفته شد.
زمانی که کالیس به تیم ملحق شد، آفریقای جنوبی یک حمله در بالای جدول متشکل از آلن دونالد، لنس کلوزنر، شان پولاک و برایان مک میلان داشت. Mkhaya Ntini خیلی زود به این حمله ملحق شد و در نتیجه باعث ترس و احترام او در کریکت بین المللی شد. تنها پس از بازنشستگی دونالد و کلوزنر بود که کاپیتان ها شروع به تکیه بر خدمات کالیس کردند. با بازنشستگی پولاک و نتینی، مسئولیتهای او بهعنوان یک توپباز چند برابر شد. در سالهای آخر عمر، کالیس یکی از اعضای کلیدی حمله بود که منجر به انتقال آرام به نسل دیل استین، ورنون فیلاندر و کاگیسو رابادا شد.
کالیس متعلق به نژاد نادری از بازیکنان است که عظمت آنها را می توان از طریق آمار خالص از نظر دویدن های گل زده، ویکت های گرفته شده و گرفتن ها اندازه گیری کرد. او یکی از اعضای باشگاه انحصاری batsmen است که بیش از ۱۰۰۰۰ دوش در هر دو آزمون و مسابقات بین المللی یک روزه (ODI) به ثمر رسانده است. مجموع ۲۴,۸۶۸ ران (۱۳,۲۸۹ در تست ها و ۱۱,۵۷۹ در ODI) او را پشت سر ساچین تندولکار، کومار سانگاککارا و ریکی پونتینگ در فهرست برترین دوندگان در این فرم های بازی در رده چهارم قرار می دهد. رکورد ۴۵ قرن او در کریکت تست تنها پس از Tendulkar است که با ۵۱ صد قد ایستاده است. میانگین شغلی او ۵۵٫۳۷ در تست ها و ۴۴٫۳۶ در ODI گواهی بر ثبات او در هر دو قالب است.
کالیس با امتیاز ۲۹۲ ویکت در تست ها و ۲۷۳ در ODI به پایان رسید. او تنها کریکتبازی است که به غیر از سوبرز، با میانگین بالای ۵۵ با بید و زیر ۳۵ با توپ در تست به پایان میرسد. تعداد ۲۰۰ شکار او در تست ها و ۱۳۱ مورد در ODI مهارت های قابل توجه او را به عنوان یک شکار در حلقه لغزش نشان می دهد که به سرعت حمله آفریقای جنوبی برتری بیشتری داده است.
ضربه زدن کالیس بر اساس اصول ارتدوکسی شامل دفاع محکم و بازی سکتههای راهنما ساخته شد. او هرگز با خفاش درخشان نبود و به ندرت ضرباتی می زد که در کتابچه راهنمای مربیگری موجود نبود. او می دانست که چه زمانی باید برای دویدن کار کند و در سرعت بخشیدن به نرخ امتیاز در صورت نیاز مهارت داشت. از این نظر او بیشتر به راهول دراوید نزدیک بود تا به سوبرز یا دیگر همه کاره های رنگارنگ گذشته. او توپ را با سرعت هایی پرتاب کرد که می توانست به عنوان سریع-متوسط طبقه بندی شود، اما توانایی او در تاب دادن توپ در اواخر و ایجاد جهش استثنایی در یک حرکت کلاسیک با بازوهای کناری، او را به یک زمینگیر خطرناک با توپ تبدیل کرد. رویکرد محافظه کارانه کالیس به بازی چیزی بود که حضور او در T20 Internationals را به تعداد انگشت شماری محدود کرد. او ۷ فصل در لیگ برتر هند (IPL) بازی کرد و در آنجا شهرت خود را به عنوان یک بازیکن خوب حفظ کرد، البته بدون تولید هیچ گونه مواد آتش نشانی با چوب یا توپ.
شخص متوجه می شود که علیرغم دستاوردهای عظیم خود، کالیس اعتباری را که آنقدر شایسته است از منتقدان و دنبال کنندگان بازی دریافت نکرده است. این به دو دلیل اصلی است. اولین مورد این است که او این بدبختی را داشت که بخشی از یک تیم آفریقای جنوبی بود که به دلیل ناتوانی آنها در برنده شدن یک قهرمانی مهم توسط شورای بین المللی کریکت (ICC) در طول روزهای بازی خود برچسب “بدبخت” و “خفه کننده” برچسب خورده بود. این ناکامی در بالا بردن سطح کریکت در صحنه بزرگ در مواقع حساس و فقدان نسبی نمایشهای برنده، بر ادعای او برای بزرگی سایه انداخته است. دلیل دوم روش محتاطانه بازی او، حذف پرخاشگری و نوسان بود، که باعث شد او را به عنوان یک مشتری خاکستری و خسته کننده برچسب بزنند. به همین دلایل است که او خود را از هاله ای که تصاویر کاپیل دیو و عمران خان را روشن می کند، محروم می بیند، علیرغم تعداد کمتری از ران ها و ویکت ها در کل بر خلاف نام آنها.
کالیس که هفته گذشته ۵۰ ساله شد، پس از بازنشستگی از کریکت فعال در سال ۲۰۱۴، به عنوان مربی و مشاور تیمهای IPL و همچنین آفریقای جنوبی و انگلیس درگیر این بازی بوده است. او اواخر سال ۲۰۱۹ ازدواج کرد و این زوج صاحب یک پسر پنج ساله شدند.
تولدت مبارک، ژاک کالیس! برای شما آرزوی زندگی پربار و پربار در سال های آینده دارم!
