غلبه بر عدم اطمینان در صنعت معدن و فلزات

به طور خلاصه:
• صنعت معدن و فلزات به دلیل قدیمی شدن سایت های معدن، فشارهای نظارتی و نیاز به شیوه های پایدار که بهره وری را پیچیده و هزینه ها را افزایش می دهد، با پیچیدگی عملیاتی فزاینده ای مواجه است.
• مجوز فعالیت (LTO) از آنجایی که ذینفعان بازدهی بیشتری را طلب می کنند، حیاتی می شود و نیاز به همسویی زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) برای تضمین مجوزهای لازم و ایجاد اعتماد جامعه دارد.
• تعهدات پایداری دستاوردها و اندازه گیری های چالش برانگیز هستند، در حالی که بر مشارکت و فناوری های جامعه برای نظارت موثر بر پایداری تأکید دارند.
صنعت معدن و فلزات وارد مرحله جدیدی از عدم قطعیت می شود و پیچیدگی عملیاتی به عنوان یک ریسک بزرگ برای سال ۲۰۲۶ شناسایی شده است، همانطور که در مطالعه ۱۰ ریسک و فرصت تجاری برتر EY که بینش ۵۰۰ مدیر ارشد صنعت را در سراسر جهان جمع آوری کرده است، مشخص شده است. این مقاله چهار مورد از خطرات اصلی شناسایی شده در مطالعه را مورد بحث قرار می دهد.
پیچیدگی عملیاتی
پیچیدگی فزاینده عملیات معدن از قدیمی شدن سایت های معدن و نیاز به جایگزینی معادن قدیمی برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد ناشی می شود. با عمیق شدن معادن و کاهش عیار سنگ، چالش هایی مانند مسائل ژئوتکنیکی و مدیریت آب در طول چرخه حیات معدن پیچیده تر می شوند. در فیلیپین، اجرای مقررات زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG)، از جمله مدیریت آبخیز و حفاظت از تنوع زیستی، لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه میکند، هرچند ضروری است و شرکتها را ملزم به اتخاذ تدابیر انطباق میکند. این افزایش پیچیدگی نه تنها بر بهره وری تأثیر می گذارد، بلکه هزینه های عملیاتی را نیز افزایش می دهد و انتظارات را در مورد گسترش میدان های قهوه ای و کشف معادن جدید تغییر می دهد.
پیش بینی پذیری برای حفظ اعتماد سرمایه گذار، تضمین سرمایه و اطمینان از انعطاف پذیری استراتژیک ضروری است. بنابراین، بازنگری در طراحی و عملیات معدن برای سادهسازی فرآیندها در حین رعایت مقررات بسیار مهم است.
مجوز کار
مجوز بهره برداری (LTO) اهمیت فزاینده ای پیدا می کند زیرا ذینفعان خارجی، از جمله دولت ها و جوامع محلی، بازده بیشتری از دارایی های معدن را طلب می کنند. این تغییر با افزایش ناسیونالیسم و سختتر شدن بودجههای دولتی انجام میشود و شرکتها را مجبور میکند تا استراتژیهای عملیاتی خود را دوباره ارزیابی کنند. تصویب اخیر «رژیم مالی تقویتشده برای معادن فلزات در مقیاس بزرگ» نمونهای از این روند است.
همانطور که تمرکز بر LTOها تشدید می شود، واضح است که عوامل LTO و ESG نقش مهمی در فرآیند مجوز دارند. این عناصر به طور فزایندهای تحت تأثیر اهداف ملی قرار میگیرند و برای شرکتهای معدنی ضروری است که شیوههای خود را با اولویتهای نظارتی هماهنگ کنند تا تأییدیههای لازم را تضمین کنند. در سطح محلی، LTO و ESG به عنوان تنظیم کننده ها در هم تنیده شده اند و صنعت برای رسیدگی به مسائل زیست محیطی و اجتماعی گذشته که همچنان صنعت را آزار می دهد، تلاش می کند. مقررات با هدف حفاظت از تنوع زیستی و همسویی برنامه مدیریت توسعه اجتماعی با اهداف توسعه پایدار همچنان ESG را به عنوان یک محرک اصلی LTO قرار می دهد.
ماینرها این فرصت را دارند که با اولویت دادن به شیوه های پایدار و اخلاقی بر رعایت صرف، اعتماد را با سهامداران ایجاد کنند. با انجام آنچه درست است، شرکت ها می توانند روابط قوی تری را تقویت کنند و شهرت خود را در جوامعی که به آنها خدمت می کنند بهبود بخشند. همکاری مستمر با جوامع محلی برای موفقیت حیاتی است، زیرا تعامل با ذینفعان نه تنها به نگرانیهای آنها میپردازد، بلکه روابط پایدارتر و متقابلاً سودمندتری ایجاد میکند.
جذب نیروی کار واجد شرایط
بخش معدن جهانی همچنان با چالش مهمی دست و پنجه نرم می کند: شهرتی که مانع از توانایی آن در جذب نیروی کار متنوع و ماهر می شود. همانطور که صنعت در حال تکامل است، حل این مشکل برای موفقیت آینده ضروری است. شرکتها باید بر روی نقشهبرداری استعداد و پیشبینی نیازهای نیروی کار تمرکز کنند و به سمت برنامهریزی بلندمدت نیروی کار حرکت کنند تا با استراتژیهای معدنی گستردهتر هماهنگ شوند. این رویکرد فعال، سازمان ها را قادر می سازد تا نیازهای کارکنان خود را پیش بینی کرده و به طور موثر به آنها پاسخ دهند.
علاوه بر این، نیاز فوری به ارزیابی مجدد ارزش پیشنهادی کارکنان (EVP) وجود دارد. با ایجاد مسیرهای شغلی روشن، شرکت های معدن می توانند صنعت را برای کارکنان بالقوه جذاب تر کنند. پذیرش فناوری نیز حیاتی است. پیاده سازی ابزارهایی که از نصب و آموزش به موقع پشتیبانی می کنند می توانند به ایجاد مهارت های تخصصی، بهبود فرهنگ ایمنی و بهینه سازی فرآیندهای تولید کمک کنند. با سرمایه گذاری در نیروی کار و ایجاد یک محیط کاری مثبت، شرکت های معدن می توانند شهرت خود را بهبود بخشند و استعدادهای مورد نیاز برای شکوفایی در یک محیط رقابتی را تضمین کنند.
دستیابی به اهداف توسعه پایدار
از آنجایی که صنعت معدن با فشار فزاینده ای برای اتخاذ شیوه های پایدار مواجه است، شرکت های پیشرو اهداف بلندپروازانه ای را برای مثبت شدن از نظر زیست محیطی تا سال ۲۰۳۰ تعیین کرده اند. با این حال، اندازه گیری پیشرفت به سمت این اهداف همچنان یک چالش مهم است. در فیلیپین، پذیرش داوطلبانه پروتکلهای معادن پایدار (TSM) توسط اتاق معادن و اعضای آن نشاندهنده تعهد قوی صنعت به پایداری، بهویژه در زمینههای مرتبط با جوامع و مردم، تغییرات آب و هوا و اثرات زیستمحیطی است.
یکی از جنبههای حیاتی دستیابی به اهداف پایداری در ایجاد مشارکتهای قوی با جوامع محلی، خواه محلی یا غیر محلی است، که تحت پروتکلهای TSM نیز انتظار میرود. این همکاریها نه تنها به ماینرها کمک میکند تا به اهداف پایداری خود دست یابند، بلکه نقشی حیاتی در حفظ LTOهای خود دارند، همانطور که در بالا نیز ذکر شد. برای بهبود اندازه گیری و نظارت بر تلاش های پایداری، افزایش استفاده از ابزارهای دیجیتال و تجزیه و تحلیل داده ها ضروری است. با استفاده از این فناوری، شرکتهای معدن میتوانند بینش بهتری نسبت به تأثیرات زیستمحیطی و اجتماعی خود به دست آورند و پیشرفت خود را بهطور مؤثرتری پیگیری کنند.
ایجاد انعطاف پذیری برای موفقیت بلندمدت
همانطور که صنعت معدن و فلزات در این چشم انداز پیچیده حرکت می کند، باید کارایی عملیاتی، مشارکت ذینفعان و مجوز فعالیت، توسعه نیروی کار و پایداری را در اولویت قرار دهد. با پرداختن به این چالشهای مرتبط، شرکتها نه تنها انعطافپذیری خود را افزایش میدهند، بلکه خود را برای موفقیت بلندمدت در یک محیط پر تقاضا قرار میدهند.
این مقاله فقط برای اطلاعات عمومی است و در مواردی که حقایق و شرایط ایجاب می کند، جایگزین توصیه های حرفه ای نیست. نظرات و نظرات بیان شده در بالا متعلق به نویسنده است و لزوماً بیانگر دیدگاه SGV & Co نیست.
کاترینا اف فرانسیسکو شریک پایداری SGV & Co.
