چگونه ۲۰۰ چراغ خورشیدی به مدرسه کوچکی در روستایی زامبیا راه یافتند
در سال ۲۰۱۴ به آفریقا سفر کردم تا از دبستان روستایی که ۳۳ سال پیش در آن تحصیل کرده بودم دیدن کنم. من ۲۰۰ لامپ خورشیدی را از SolarAid، یک سازمان بین المللی که در سال ۲۰۰۶ تأسیس شد، آوردم.
فقر انرژی
در سال ۱۹۸۱ متوجه شدم که با مادر و خواهرم در روستای کوچک ماپانزا، زامبیا زندگی می کنم. آنها قبلاً از سال ۱۹۷۹ در آنجا زندگی می کردند. مادرم در یک مرکز صنایع دستی زنان داوطلب بود و خواهرم تحصیلات خود را در کلاس ۱ در یک مدرسه محلی به نام مدرسه ابتدایی Chibwe آغاز کرده بود. اکنون من این تجربه را برای بیش از ۱ سال با آنها از کلاس پنجم به اشتراک می گذارم.

منبع برق خانه خودمان از دیزل ژنراتور بود که در دبیرستان مجاور کار می کرد و اغلب خراب می شد، بنابراین یخچال ما بیشتر برای خنک کردن آب استفاده می شد نه غذا. ما با غذاهای رایج در آن منطقه زندگی می کردیم: فرنی ذرت و صبحانه سبزیجات.

حداقل روزی چند ساعت برق داشتیم که اکثر مردم نداشتند. من ناخودآگاه مفهوم فقر انرژی را تجربه کرده بودم. شما می توانید داستان Chibwe و افرادی را که به عنوان خانواده می شناسیم اینجا بخوانید.
چراغ های خورشیدی
بنابراین، در سال ۲۰۱۴، ۳۳ سال بعد، من و خواهرم تصمیم گرفتیم دوباره به زامبیا سفر کنیم، عمدتاً به این دلیل که یکی از دوستان قدیمی مان – که ما با او روابط نزدیک داشتیم و برادر زامبیایی خود را به حساب می آوردیم – بیمار لاعلاج بود. ما به همراه برادرمان از مدرسه قدیمی خود بازدید میکردیم که اکنون از کلاس هفتم به کلاس نهم گسترش یافته است و به این ترتیب مدرسه ابتدایی چیبوه نامگذاری شده است.
برای قدردانی از نحوه استقبال از ما در جامعه آنها در دهه های گذشته، هدیه ای آوردیم. ۲۰۰ چراغ خورشیدی کوچک از Solar Aid. در پایتخت، لوزاکا، از دفتر محلی Solar Aid بازدید کردیم، جایی که لامپ های پروژه ای به نام SunnyMoney را خریداری کردیم. سارا بنتلی این معامله را انجام داد و تنها کاری که ما باید انجام میدادیم این بود که راهی برای حمل جعبهها با خود پیدا کنیم.

ایده پشت SunnyMoney این است که لامپ های خورشیدی توسط هر کسی در سراسر جهان اهدا شود solar-aid.org و سپس تجار محلی لامپ ها را با قیمت های بسیار مناسب می فروشند و سود می برند. بنابراین این مفهوم ترکیبی از کمک و تجارت محلی است. درخشان به معنای واقعی کلمه. این داستان اخیر از Solar Aid را در مورد زنانی که از دوچرخه برای توزیع صدها لامپ خورشیدی در روستاهای زامبیا استفاده می کنند، بخوانید.
سفر
لوزاکا را با یک اتوبوس کوچک با تمام جعبه های لامپ ترک کردیم. سفری ۱۲ ساعته با یک توقف بود. توقف آزاردهنده است زیرا تمام چیزهایی که در تصویر زیر می بینید باید از پنجره ها بیرون آورده می شدند تا به درب ورودی دسترسی پیدا کنید!

پس از چند روز اقامت در Iteji-Teji، جایی که برای اولین بار پس از چندین دهه با برادر محبوبمان Dixon KC Sikabota ملاقات کردیم، با ماشین ادامه دادیم و مجبور شدیم از رودخانه کافو عبور کنیم. دیکسون هنوز آنقدر قوی بود که بتواند سفر کند، اما ۳ ماه پس از دیدار ما درگذشت.
ما با لاستیک پنچر شده در سحر شروع کردیم و این موضوع است، هرگز نمیدانی چه زمانی به جایی در آفریقا میرسی، بنابراین ممکن است از سواری با تمام وجود لذت ببری.

چند ساعت بعد به رودخانه بزرگ کافوی رسیدیم و بله این کشتی بسیار قدیمی است. از قبل از استقلال این کشور از بریتانیا در سال ۱۹۶۴ فعالیت داشته است.

بالاخره به چیبوه رسیدیم و توانستیم لامپ های خورشیدی را به کارکنان مدرسه تحویل دهیم. متأسفانه تعطیلات مدرسه بود، بنابراین هیچ بچهای وجود نداشت، اما ماندن دوباره در آنجا برای اولین بار در بیش از ۳ دهه هنوز وحشتناک بود. هیچ چیز تغییر نکرده بود. ساختمان ها یکسان به نظر می رسیدند. با وجود اینکه درست در کنار مدرسه، در کنار جاده اصلی، چندین دهه است که شبکه برق وجود دارد.

انگار زمان جلو نرفته بود. من با این احساس مشکل داشتم که در زمان و مکان کجا هستم. خواهرم لین هم همین احساس را داشت و عکسی را که ۳۳ سال پیش با همکلاسی هایش بازی می کرد در همان مکان نگه داشت.

اما ما اینجا هستیم و حداقل کمی روشن کرده بودیم. ایده این بود که به هر لامپ یک شماره سریال داده شود تا مدرسه بتواند آنها را از کتابخانه به دانش آموزانی که پس از تاریک شدن هوا برای مطالعه به آنها نیاز دارند قرض دهد.
پیگیری کنید
اکنون، ۵ سال بعد، به Chibwe بازگشتم تا ببینم چگونه آن چراغ ها ممکن است اوضاع را تغییر داده باشند. شایعه شده است که بالاخره برق به مدرسه وصل شد و من آن را نیز بررسی خواهم کرد.
ادامه دارد…
