اقتصاد سبز به تازگی از ۱۰ تریلیون دلار عبور کرده است. این جایی است که رشد واقعاً وجود دارد
بر اساس آخرین ردیابی محصولات و خدمات سبز توسط گروه بورس لندن، در سال ۲۰۲۵، ارزش بازار اقتصاد سبز جهانی برای اولین بار از ۱۰ تریلیون دلار فراتر خواهد رفت. اکنون یکی از سریعترین بخشهای در حال رشد اقتصاد جهانی است که تنها از نظر فناوری از آن پیشی گرفته است – با نرخ ترکیبی سالانه ۱۸ درصدی در دهه گذشته در مقابل حدود ۱۲ درصدی برای بازار سهام گستردهتر، گسترش یافته است. این یک آمار بازاریابی نیست. این یک تغییر ساختاری در جایی است که سرمایه، نیروی کار و شکلگیری کسبوکار جدید واقعاً به کجا میرود.
برای هر کسی که سعی می کند این تغییر را از نزدیک ببیند، به جای مطالعه دست دوم در مورد آن، یک فهرست کسب و کار پایدار مانند EcoHubMap مکان مفیدی برای نگاه کردن است – این بخش بسیار فراتر از پانل های خورشیدی و خودروهای الکتریکی است و به مهندسی، امور مالی، حقوق، تدارکات و ده ها مقوله ساکت تر که به ندرت در تیتر اخبار قرار می گیرند اما سهم فزاینده ای از کل را به خود اختصاص می دهند.
اعداد پشت عنوان
درآمد سبز – پولی که مستقیماً به محصولات و خدمات سبز مرتبط است – در سال ۲۰۲۵ به ۵٫۵ تریلیون دلار رسید که سریع ترین نرخ رشد از سال ۲۰۲۲ است. از ۱۳۳ محصول و خدمات سبز که در گزارش LSEG ردیابی شده اند، ۹۹ مورد شاهد رشد درآمد در طول سال بوده اند. این وسعت مهم است: اینها یک یا دو زیربخش داغ با ارزش متوسط نیستند. این بخش عمده ای از یک سبد بزرگ و متنوع از دسته ها است که همزمان در یک جهت حرکت می کنند.
شرکتهای آب و برق و املاک و مستغلات با سهم بالاتری از درآمد سبز عموماً از نظر مالی بهتر از همتایان خود در بخشهای خود عمل میکنند – این سیگنالی است که حداقل در این صنایع، موقعیتیابی پایداری شروع به ارتباط با مبانی قویتر به جای پوشش مطبوعاتی بهتر کرده است.
جایی که رشد متمرکز است – و جایی که نیست
وقتی فراتر از عدد کلی نگاه کنید، که داستان مفیدتر است، تصویر ناهموار است. تولید خودروهای برقی بیشترین سود را در بین هر گروهی ثبت کرد که تقریباً ۶۲ میلیارد دلار به درآمد اضافه کرد. اما خودروسازان و سازندگان تجهیزات انرژیهای تجدیدپذیر هر دو با ظرفیت مازاد، فشار قیمتها و حاشیههای کمتر مواجه شدهاند – ثابت شده است که رشد سریع خط بالا و سودآوری ضعیف نتایج سازگار در یک بخش هستند.
این تمایز ارزش پذیرش دارد. «اقتصاد سبز در حال رشد است» و «هر شرکت سبز در حال رونق است» جملات متفاوتی هستند و اختلاط آنها یکی از رایج ترین اشتباهات در نحوه پوشش این بخش است. رشد درآمد متمرکز در وسایل نقلیه الکتریکی و زیرساخت های تمیز با فشرده سازی حاشیه واقعی در میان شرکت هایی که در واقع سخت افزار را می سازند، وجود دارد.
تصویر منطقه ای
آسیا ۴۷ درصد از درآمد جهانی محصولات سبز در سال ۲۰۲۵ را به خود اختصاص داده است – تقریباً نیمی از کل دسته و بسیار جلوتر از هر منطقه دیگری. این بازتابی از مقیاس تولید و سیاست است: بسیاری از سختافزارهای پشت انتقال سبز، از پنلهای خورشیدی تا باتریهای برقی، در آنجا ساخته میشوند و درآمدها معمولاً در جایی متمرکز میشوند که تولید انجام میشود.
مشاغل به دنبال پایتخت هستند
اشتغال نیز همین مسیر را طی می کند. صنایع انرژی پاک در حال حاضر بیش از ۱۳٫۷ میلیون نفر را در سرتاسر جهان استخدام می کنند، که PV خورشیدی به تنهایی حدود ۴٫۳ میلیون شغل را تشکیل می دهد – بزرگترین گروه کارفرما در انرژی های تجدید پذیر. در ایالات متحده، نقش تکنسین توربین بادی و نصب کننده خورشیدی به ترتیب ۶۰% و ۴۸% افزایش یافت که در میان مشاغلی که سریعترین رشد را در هر دو جهت دنبال میکردند.
سرمایهگذاریهایی که منجر به این استخدام میشوند، قابل توجه و مرتبط با سیاست هستند: قانون کاهش قیمت ایالات متحده، قرارداد سبز اروپا، و برنامههای مشابه در ژاپن و کره جنوبی در مجموع بیش از ۲ تریلیون دلار سرمایهگذاری در انرژی پاک را بسیج کردهاند. این سرعت کاهش نیافته است، با برآورد ۴۹۰۰۰ شغل جدید انرژی پاک تنها در سه ماهه اول سال ۲۰۲۶، همراه با ۱۹٫۱ میلیارد دلار سرمایه گذاری جدید.
آنچه در زیر این اعداد تغییر می کند، نوع نقش ایجاد شده است. رشد اولیه در این بخش در درجه اول کار نصب و ساخت و ساز بود. نقشهایی که اکنون کمبود دارند، به سمت تخصص ترکیبی گرایش دارند – مدیران پروژه خورشیدی که یکپارچهسازی شبکه و تجارت انرژی، متخصصان ارزیابی محیطزیست، پرسنل انطباق با مقررات را نیز میدانند – مشاغل بافت همبند که به عنوان یک صنعت از ساختوساز اولیه به یک زیرساخت دائمی و تنظیمشده منتقل میشود.
جایی که پیش بینی ها نشان می دهد
پیشبینیهای بلندمدت در همین جهت است. آخرین چشم انداز مجمع جهانی اقتصاد، ارزش سالانه اقتصاد سبز را تا سال ۲۰۳۰ تنها در بخش درآمد، جدا از ارزش بازار بالا در مسیری قرار می دهد که به روش های مختلفی اندازه گیری می شود، و قبل از مقایسه اعداد از منابع مختلف، ارزش بررسی این که کدام متریک در واقع یک آمار را توصیف می کند، دارد. آنچه پیشبینیها تا حد زیادی روی آن توافق دارند، جهت است: ادامه رشد دو رقمی متمرکز در همان مناطق و دستههایی که امروز پیشرو هستند، با شکاف بین زیربخشهایی که سریعترین رشد و کندترین رشد را دارند، احتمالاً به جای بسته شدن بیشتر میشود.
این شکاف رو به رشد، بینش کاربردی تر برای هر کسی است که زمان، پول یا توجه خود را به این بخش اختصاص می دهد. داده های رشد کل برای تشخیص روند مفید است. آنها راهنمای ضعیفی برای انتخاب محل تمرکز در روند هستند، زیرا موج افزایشی در این مورد تا حد زیادی همه دسته ها را به یک اندازه بالا نمی برد.
فراتر از عنوان چه معنایی دارد
بلوغ اقتصاد سبز نه به اندازه تعداد بلکه در بافت آن مشهود است: حاشیه های نابرابر رشد درآمد قوی، سرمایه متمرکز در مناطق جغرافیایی خاص، و بازار کار که از ساخت و ساز به عملیات و مطابقت تغییر می کند. اینها نشانه های یک بخش اقتصادی مستقر است، نه یک موج حباب یا بازاریابی.
همچنین به این معنی است که کسب و کارهایی که ارزش توجه دارند فقط آنهایی نیستند که مزارع خورشیدی یا ماشین های الکتریکی می سازند. همانطور که صنایع اولیه بالغ میشوند، صنایع ثانویه و ثالث با آنها رشد میکنند – شرکتهای مهندسی محیطزیست که مجوزها و انطباق با این زیرساختها را انجام میدهند، رویههای قانونی که در مقررات زیستمحیطی تخصص دارند، شرکتهای لجستیکی که زنجیرههای تامین را دوباره ابزار میکنند، آزمایشگاههای آزمایشی که ادعاهای شرکتهای دیگر را تایید میکنند. این معمولاً جایی است که موج بعدی شکلگیری کسبوکار در یک بخش بالغ اتفاق میافتد و همچنین جایی است که پوشش کلی «کسب و کار سبز» ظاهر نمیشود.
ردیف پایین
یک دهه پیش، اقتصاد سبز جایگاهی بود که سرمایه گذاران و مصرف کنندگان باید عمداً به دنبال آن می گشتند. اکنون بخش ۱۰ تریلیون دلاری است که تقریباً از هر چیزی به جز فناوری سریعتر رشد می کند، با اشتغال واقعی در پشت آن و فشار حاشیه واقعی در آن – هر دو در یک زمان، که معمولاً نشانه ای است که این بخش به جای جدید شدن، عادی شده است. سوال جالب تر از اینجا به بعد این نیست که آیا اقتصاد سبز در حال رشد است یا خیر. داده ها قبلاً با این مطابقت دارند. سوال این است که کدام بخشها واقعاً ساخته شدهاند تا فراتر از چرخه سرمایهگذاری کنونی دوام بیاورند، و چه بخشهایی از آن سوار بر موجی میشوند که وقتی یارانهها و چرخههای تبلیغاتی که به راهاندازی آن کمک کردند شروع به محو شدن کنند، بسیار متفاوت به نظر میرسند.
