بریتانیا نیاز فوری به زیرساختها دارد، اما مهارتها باید در اولویت باشند – EnvironmentJournal
برای بهره برداری از صدها پروژه بزرگ حمل و نقل و انرژی در سراسر کشور به صدها هزار کارگر نیاز است. مهم است که مطمئن شوید که آنها برای صنعت آماده هستند.
در سراسر بریتانیا، تعداد فزایندهای از پروژههای زیربنایی از برنامهریزی به اجرا در حال حرکت هستند و تمرکز جدیدی بر این موضوع میگذارند که آیا این بخش افراد، مهارتها و ظرفیت مورد نیاز برای حفظ سرعت را دارد یا خیر.
خط لوله زیرساخت ملی دولت ۷۳۴ پروژه برنامه ریزی شده به ارزش بیش از ۷۱۸ میلیارد پوند را در دهه آینده تعیین می کند که انتظار می رود تحویل آنها به طور متوسط حدود ۷۰۰۰۰۰ نفر در سال نیروی کار در پنج سال اول برنامه نیاز داشته باشد.
این ارقام مقیاس چالش پیش رو را برجسته می کند، در حالی که فرصتی را برای ارزیابی نه تنها تعداد افراد مورد نیاز بخش، بلکه همچنین میزان آمادگی آنها برای واقعیت های ارائه پروژه های بزرگ فراهم می کند.
بخش کلیدی این گفتگو نحوه تعریف قابلیت ها است. کمبود مهارت ها اغلب حول محور تخصص تخصصی شکل می گیرد، اما پیشرفت به چیزی بیش از صلاحیت فنی بستگی دارد. ارتباط، همکاری و سازگاری برای تبدیل دانش به نتایج عملی اساسی است.
پروژه های زیرساختی به ندرت در یک رشته خوب قرار می گیرند. پیشرفت متکی به متخصصانی است که در زمینه های فنی متعددی کار می کنند که هر کدام اولویت ها، محدودیت ها و اهداف خاص خود را دارند. پیشبرد پروژه ها به افرادی نیاز دارد که بتوانند این دیدگاه ها را به هم متصل کرده و آنها را به سمت یک هدف مشترک هدایت کنند.
حتی قویترین راهحلهای مهندسی یا طراحی میتوانند برای به دست آوردن کشش تلاش کنند، اگر به طور واضح ارتباط برقرار نکنند، به طور سازنده به چالش کشیده نشوند، یا در یک رشته واحد درک نشوند. در بسیاری از موارد، نتایج به همان اندازه با هماهنگی و تصمیمگیری شکل میگیرد که با کیفیت طراحی زیربنایی.
با این حال، بسیاری از این ویژگیها هنوز بهعنوان فرضیات تلقی میشوند تا مهارتهایی که باید آگاهانه توسعه یابند. آموزش و یادگیری اولیه به طور قابل درک بر دانش فنی تمرکز دارد، در حالی که محل کار اغلب انتظار دارند که تازه واردان از قبل مجهز به تعامل با مشتریان، همکاری در رشته ها و مقابله با فشارهای تجاری وارد شوند.
در واقع، این مهارت ها با سرعت های متفاوتی رشد می کنند. برخی از افراد از طریق تجربه به سرعت اعتماد به نفس ایجاد می کنند، در حالی که برخی دیگر از حمایت ساختارمندتری بهره مند می شوند. این نشان دهنده تنوع مسیرها در این بخش، در مقابل هرگونه ضعف در سیستم است.
بسیاری از ویژگی هایی که زیربنای عملکرد قوی پروژه هستند، از طریق نمایش و تمرین به جای آموزش رسمی ایجاد می شوند. مشارکت ذینفعان، آگاهی تجاری و قضاوت حرفهای اغلب از پروژههای زنده آموخته میشوند، حتی اگر آنها در تحویل و تصمیمگیری روزانه نقشی اساسی داشته باشند.
سازگاری یک مثال بارز است. پروژههای زیرساختی با تغییر پروژهها، بروز خطرات، تغییر اولویتهای تامین مالی و ایجاد محدودیتهای خارجی به طور مداوم در حال تغییر هستند. توانایی پاسخگویی به این تغییرات با حفظ حرکت، اکنون یک نیاز کلیدی برای هر کسی است که در این بخش کار می کند.
آگاهی تجاری به همان اندازه مهم است. متخصصان زیرساخت با محدودیتهای هزینه، برنامه و ریسک کار میکنند و درک اینکه چگونه تصمیمات طراحی و مهندسی بر این عوامل تأثیر میگذارند، بخش مهمی از نقش است.
هیچ یک از اینها از اهمیت تخصص فنی نمی کاهد. بلکه این تجربه را افزایش می دهد. دانش تخصصی زمانی که در محیط های پیچیده ای که پروژه ها در آن برنامه ریزی، مدیریت و اجرا می شوند، به کار گرفته شود، بیشترین ارزش را می افزاید.
همچنین دیدگاه استعدادها در این بخش را گسترش می دهد. هر نقشی به نقاط قوت یکسانی نیاز ندارد و هر فردی به یک شکل مشارکت نمی کند. برخی از افراد درک فنی عمیقی را به ارمغان می آورند، در حالی که برخی دیگر در هماهنگی، تعامل با ذینفعان یا اتصال تیم ها برتری دارند.
قدرت تامین زیرساخت به این تعادل بستگی دارد. پروژه ها به ندرت از طریق یک مجموعه استاندارد از مهارت ها پیشرفت می کنند. آنها زمانی رشد می کنند که توانایی های مختلف در پاسخ به پیچیدگی چالش مکمل یکدیگر باشند.
این پیامدهای مهمی بر نحوه ورود افراد به این بخش دارد. استخدام تنها یک تکه از پازل است. آماده سازی مردم برای واقعیت های کار پروژه به همان اندازه مهم است و در حال حاضر مسیرهای قوی برای کمک به پر کردن این شکاف وجود دارد.
کارآموزی یکی از این مسیرها را فراهم می کند که آموزش فنی را با قرار گرفتن در معرض پروژه های زنده و مسئولیت های روزانه ترکیب می کند. تجربه کاری در یک محیط حرفه ای می تواند مزایای مشابهی را با کمک به افراد در درک نحوه عملکرد پروژه ها در عمل ارائه دهد.
این فرصت ها اهمیت دارند زیرا آمادگی در محل کار برابر نیست. برخی افراد به سرعت اعتماد به نفس پیدا می کنند، در حالی که برخی دیگر به زمان و حمایت بیشتری نیاز دارند. زمانی که توسعه بهعنوان یک فرآیند مستمر شناخته میشود، هر دو میتوانند حرفهای بسیار توانمند شوند و نه چیزی که انتظار میرود از ابتدا به طور کامل شکل بگیرد.
رهبری نقش کلیدی در تضمین این رشد دارد. نیروی کار به طور فزاینده ای متنوع و چند نسلی می شود که انتظارات و رویکردهای متفاوتی را برای کار به ارمغان می آورد. در این محیط، اعتماد و وضوح ضروری است. تیمها زمانی بهترین عملکرد را دارند که افراد به جای اینکه انتظار داشته باشند به یک مدل موفقیت حرفهای پایبند باشند، به روشهایی که منعکسکننده نقاط قوت آنها باشد، قدرت داشته باشند.
این احساس خودمختاری می تواند تأثیر زیادی بر حفظ و نگهداری داشته باشد. وقتی به افراد اعتماد شود تا مسئولیتهای خود را متعادل کنند و به طور مؤثر کار کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که در این بخش بمانند و در دراز مدت به مشارکت خود ادامه دهند.
از این گذشته، اثربخشی پروژه های زیرساختی تنها به دانش فنی بستگی ندارد. این بر توانایی افراد برای کار در رشتهها، واکنش به تغییرات، درک واقعیتهای تجاری و برقراری ارتباط شفاف با اطرافیانشان متکی است. از آنجایی که این بخش برای ارائه طیف بلندپروازانه پروژهها آماده میشود، این ویژگیها باید نه به عنوان انتظارات غیررسمی، بلکه به عنوان مهارتهای حرفهای ضروری که زیربنای موفقیت بلندمدت هستند، شناخته شوند.
افشان رشید، رئیس محیط زیست بریتانیا در شرکت مهندسی پایدار و عملیات جهانی Egis.
تصویر: فرشته ریکاردو گومز / Unsplash
اطلاعات بیشتر در مورد آموزش:
راه اندازی دوره های آموزشی جدید در شفیلد “برای تقویت نیروی کار انرژی پاک”
EBIS-HSE فرصت های آموزشی مجازی در زمینه مدیریت زباله را اعلام می کند
