Waitrose بر افسانه های رفاه حیوانات تکیه می کند
همچنین مشخص نیست که آیا موجودات می توانند زندگی شادی داشته باشند اگر کوتاه شوند و تنها بخش کوچکی از زندگی خود را سپری کنند. امید به زندگی خوک ها حدود ۲۵ سال است، اما در کشاورزی بعد از نیم سال یا کمتر کشته می شوند.
من مطمئن هستم که خوکهای Waitrose از لحظات لذت لذت خواهند برد – مثلاً وقتی ذرت و سویای آنها میرسد. اما شادی یک ویژگی بلندمدت زندگی است، نه ویژگی یک لحظه. این خوک ها در دراز مدت وجود نخواهند داشت.
ذبح
Waitrose ممکن است بگوید: “این درست است که خوک ها استاندارد رفاه بالایی خواهند داشت”. اما برای کشتن خوکها در شش ماهگی سقف پایینی برای رفتار انسانی با خوکها قرار میدهد، زیرا آنها در بیشتر عمر خود برای تجربه رفتار انسانی در اطراف نیستند. به هر حال انسان دوستی و کشتار مسائل قابل تفکیک نیستند.
و متأسفانه رنج جسمی و دامپروری را نمیتوان از هم جدا کرد، حتی در زمینههایی که بهعنوان محدوده آزاد نامیده میشوند.
برای مثال، Waitrose اذعان میکند که نمیتواند نیاز به «دندانزدایی» خوکها یا بریدن دم خوکها را رد کند. من دم ندارم، اما حتی فکر بریده شدن دندانم هم دردناک است.
Waitrose ادعا می کند که گاهی اوقات لازم است دم ها را برید زیرا نمی توان آنها را گاز گرفت. اما این توجیه عجیب و جزئی است، با توجه به اینکه استرس ناشی از بالا بردن آنها در وهله اول مشکل اصلی گاز گرفتن دم را ایجاد کرد.
و اعلامیه Waitrose در مورد قتل عام ساکت است. به گفته مشاور معروف کشتارگاه، تمپل گراندین، در بریتانیا، ۹۰ درصد خوک ها با گاز دی اکسید کربن آلوده می شوند که می تواند باعث اضطراب شدید و تلاش برای فرار شود. ما مصرف کنندگان در تاریکی مانده ایم که چگونه زندگی خوک های ویتروز به پایان می رسد.
بنابراین به نظر می رسد این سیاست تنها بر برخی از جنبه های تولید تأثیر می گذارد. همچنین هیچ برند دیگری از محصولات گوشت خوک فروخته شده را تحت تأثیر قرار نمی دهد و فقط برای یک نوع از ده ها محصول موجود برای خرید اعمال می شود.
اخلاقی
آخرین افسانهای که توسط Waitrose منتشر شده است این ادعاست که محصولات گوشت خوک را به ما عرضه میکند. برای توجیه این ادعا، تبدیل حیوانات دیگر به کالا و کشتن آنها برای فروش غذا باید اخلاقی باشد.
آیا این اخلاقی است؟ ما برای کشتن موجوداتی که هوشیار هستند، قادر به تجربههایی مانند هیجان، اضطراب و رنج هستند و ترجیحاتی برای آن تجربیات دارند، به توجیه خوبی نیاز داریم.
آیا تولیدکنندگان توجیه کافی دارند؟ در کشورهایی مانند بریتانیا، گوشت دیگر برای بقا، سلامت یا امنیت غذایی ضروری نیست. در واقع، اغلب هر سه را تضعیف می کند.
چیز دیگری که مورد نیاز است شغل است: مردم به درآمد نیاز دارند. اما می توان بدون اتکا به ذبح حیوانات امرار معاش کرد.
ما همچنین به مهارتها و دانش مدیران زمین برای مقاصد دیگر، از جمله تولید محصولات زراعی هوشمند با آب و هوا – و سبز کردن مجدد در جایی که میتوان بودجه آن را تأمین کرد، به فوریت نیاز داریم.
به طور خلاصه، از خشونت، در صورت غیرضروری، باید اجتناب شود. و کشتن حیوانات برای غذا لازم نیست.
پیچیدگی
میتوان در پاسخ گفت که حیوانات آنقدر کسلکننده، بیش از حد بیتعمل، یا بیش از حد غیرهمکار هستند که نمیتوانند از حقوق اخلاقی برخوردار باشند. بنابراین کشتار ممکن است یک مشکل رفاهی باشد، اما حداقل نمی تواند حقوق را نقض کند.
اما این دیدگاه که با امانوئل کانت فیلسوف قرن هجدهم مرتبط است، پیامد بسیار تاریکی دارد: یک انسان به نظر می رسد که به آن آستانه هوش یا پیچیدگی ذهنی نمی رسد، هیچ حقی ندارد.
ما نمی توانیم این پیامد را بپذیریم، بنابراین نمی توانیم نظریه را بپذیریم. به هر حال، این که یک انسان حقوقی دارد یا خیر، به سطح پختگی ذهنی او بستگی ندارد.
ما در میان دارندگان حقوق خود، نوزادان، افراد با ناتوانی های یادگیری شدید و کسانی که آسیب های مغزی خاصی را متحمل شده اند اما همچنان قادر به زنده ماندن هستند، به حساب می آییم. ارزش اخلاقی آنها به عنوان افراد کاملاً دست نخورده است.
عقب نشینی
بنابراین دوباره ادعاهای ویتروز گمراه کننده به نظر می رسد. مطمئناً اتفاق خوبی برای ویتروز در حال رخ دادن است. او با برخی از اشتباهات مرتبط با برند گوشت خوک خود دست و پنجه نرم می کند – یا تا سال ۲۰۲۷ خواهد کرد.
و رنج بسیاری از خوک ها تا حدودی کاهش می یابد. این، اجازه دهید با آن روبرو شویم، بهتر از عدم تغییر است.
با این حال، به اندازه کافی روشن است که چرا سوپرمارکت ها به انتشار این افسانه ها ادامه می دهند. مصرف کنندگانی مانند این خواننده که به طور انتقادی در مورد آنچه ما به حیوانات بدهکاریم فکر می کنند، معمولاً کسانی نیستند که بیشترین سود را برای خرده فروشان به ارمغان می آورند.
بنابراین سوپرمارکتها راهروها را با وعدههای آرامشبخش در مورد حیواناتی که به همه ما گفته میشود دوست داریم و امیدواریم باور کنیم، پر میکنند.
این نویسنده
ویلیام گیلدیا پژوهشگر فلسفه در دانشگاه مک گیل کانادا و مرکز مطالعات اخلاق است و اهل انگلستان است. پادکست جدید او، «اخلاق شگفتانگیز»، در هر قسمت یک ایده شگفتانگیز درباره اخلاق یا نظریه سیاسی را بررسی میکند.
